حسين مدرسى طباطبائى
336
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
داشت كه مبلغى نقد و مقدارى جنس از بابت مستمرى او در نزد آقا محمد ابراهيم مباشر حاجى ميرزا عبد اللّه خان باقى است كه نگاه داشته و به متولى مشاراليه نرسانيده است . على هذا به آن عالىجاه عزيز گرامى مىنويسم كه به وصول همين حكم : اولا در فقرهء محصول و غلهء موقوفه و وصول و ايصال آن به استصواب و استحضار عالى جناب سلالة الاطياب مكرم نور چشم مهربان ميرزا عبد الحسين كمال مراقبت و اهتمام را به عمل آورده ، نگذارد حبهاى از منافع و مداخل موقوفه به معرض هدر و تلف برآمده و به حيطهء وصول و ايصال درآورده و بعد از انجام قبض عالى جناب آقا سيد احمد را به ديوان عدليهء اعظم بفرستند . و ثانيا در خصوص نقد و جنس مستمرى آقا سيد احمد به اطلاع نور چشم مشاراليه رسيدگى و اهتمام نموده ، آنچه را كه آقا محمد ابراهيم يا ديگرى از ميانه شلتاق كرده و برده باشند تمام و كمال دريافت كرده و به آقا سيد احمد عايد داشته ، قبض او را نيز به ديوان عدالت ارسال دارند و در تمامى فقرات متعلقه به موقوفات امامزاده سلام اللّه عليه بعد از اظهار عالى جناب معزى اليه كمال مواظبت و غوررسى به عمل آورده ، نگذارد احدى دينارى و حبهاى از مداخل آنها را حيف و ميل كرده ، در استقلال و استقرار آقا سيد احمد ساعى و جاهد بوده خوددارى ننمايد . زياده است . حرر شهر شوال 1277 . ( 100 ) حكم مورخ شوال 1277 از همان عباسقلى خان جوانشير